تبليغاتX
!!!!!!!!!! الکده !!!!!!!!!!!!!!!


!!!!!!!!!! الکده !!!!!!!!!!!!!!!

دوسـت داشــــــــــــــــــــتنـ این روزهـــــــــا..

یـــــــــ جـــــــــور ســــــــــــرگــــــــــرمیه...

راحــــــــــــــــــــــت میـــــــــشــــــــــــه رفــــــــــــــــــــــــــــــــــت...

دنبالِ یـــــــــه سـرگـــــــرمیــــــــــــــــه ِ تــــــــــــــازه....

 

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 14:58 توسط الناز میرنژاد| |


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 2:46 توسط الناز میرنژاد| |

نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 2:39 توسط الناز میرنژاد| |

چه حقیرند مردمانی که،


نه جرات دوسـت داشتن دارند،


نه اراده ی دوسـت نداشتن،


نه لیاقت دوسـت داشته شدن،

و نه متانت دوست داشته نشدن...


اما شعر عـاشـقانه می خوانند، مدام

بعضی وقتا هست كه دوست داری یکی كنارت باشه...

محكم بغلت كنه بذاره اشك بریزی تا راحت شی...
بعد آروم تو گوشت بگه دیوونه من كه باهاتم...
 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 21:31 توسط الناز میرنژاد| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 1:13 توسط الناز میرنژاد| |

وقتی ناراحتی ......همه دنبال علتن ...بیشتر..واسه ارضای حس کنجکاویشون...شاید تو هم زیاد مهم نباشی..اونی که دوستت داره قبل اینکه بخواد بپرسه چی شده ...با تو غمگین شده ...با تو گریه کرده..اون موقع ست که خودت سرتو میذاری رو پاهاشو واسش همه چیو توضیح میدی..Console
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 16:29 توسط الناز میرنژاد| |

هر جا سخـــــن از اعتماد است،....... خنــــــــده ام می گیرد..
نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 20:1 توسط الناز میرنژاد| |

آجی برو ادامه مطلب ببین ببیی چی میگه آهان راستی رمزش ۴ شماره آخرزه  خط ۱۲ ته


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 23:53 توسط الناز میرنژاد| |

سلام آاااااااااااااااااااااااااااااااااااای انگشتم...

اون شبی انگشتمو بریدم در حد قطع شدن..

با کاتر..

داشتم کارای پروژه دانشگاهو انجام میدادم یهو کاتر در رفتو انگشتمو برید کاتر بیچور  کاتر بد کاتر نامرد (آجی)

اینقدر خون اومد.....ترسیده بودم

فاطمه میدونی ببیی چی گفت؟

دلم بغل میخواد ...

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 22:42 توسط الناز میرنژاد| |

من بچه گونه مینویسم آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی تو نظرات گفته بود....اینجوریم کرده بود خودشو

من که جنبه انتقادم بالاست(نیست؟)

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 17:24 توسط الناز میرنژاد| |

خداوندا

     اگر روزی بشر گردی زحالم باخبر گردی پشیمان می شوی از قصه ی خلقت

               از این بودن.....

                       از این بدعت....

     نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!

     چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است!

                                                                              (دکتر شریعتی)

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 18:17 توسط الناز میرنژاد| |


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 18:12 توسط الناز میرنژاد| |

سلام دوست جوجویی های خوشمل من خوبین؟خوشین؟

منم خوبم... (آجی)دیگه باهات آشتی کردم دلم تنگولیده واستا!!!!!!!!!

راستی هر کی میاد اینجا یه لطف کنه واسه همه پستا بنظره..میسییی

نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 0:8 توسط الناز میرنژاد| |


امان از تقوایی که با یک... تق... وا... میرود..!
 
نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 0:5 توسط الناز میرنژاد| |


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 0:1 توسط الناز میرنژاد| |

واژه ها ..

قـَــد نمی دهند !!

ارتفاع دلـــــتنگی ام را...

من فقط ..

سایهء نبودن تو را ..

برسر شعـــــر ..

مستدام می کنم..!! 

نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 23:51 توسط الناز میرنژاد| |

Joy resounds in the hearts of those who believe in the miracle of Christmas!

Wishing you all the peace, joy, and love of the season! Season’s Greetings!

لذت در قلب کسانی که به معجزه ی کریسمس اعتقاد دارند بازتاب میکند

برای تو تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو میکنم . تغییر فصل رو به همه دوستان تبریک میگم

 

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 18:39 توسط الناز میرنژاد| |

 
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 21:47 توسط الناز میرنژاد| |

 

هیچ زمستانی ماندنی نیست...

              حتی اگه همه شبهایش «شب یلدا» باشد.

           

یلــــــــــــــدا بـــــــــر همـــــــــــــه دوســـــــتان مبــــــــارکـــــــــــــــــ
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 21:38 توسط الناز میرنژاد| |

این روزا  بعضیا یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی : « من نگاه نمی کنم ، بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی.....! واااااااااااالا »
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 0:33 توسط الناز میرنژاد| |


Design By : Night Skin